حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

شنبه, ۸ آذر , ۱۳۹۹ 13 ربيع ثاني 1442 Saturday, 28 November , 2020 ساعت تعداد کل نوشته ها : 917×
حفظ موضوعی قرآن

خدا می داند

شناسه : 5809 29 تیر 1399 - 6:01 93 بازدید

برای تدریس این آیه می توانید در جلسه قبل به قرآن آموزان بگویید در خانه برای شما یک نقاشی بکشند و بیاورند ولی باید نقاشی را جایی بکشند که هیچکس آنجا نباشد و نبیند و متوجه نقاشی شما نشوند. روش دیگر: در همان جلسه با خود شکلات ببرید و به بچه ها بدهید و به […]

خدا می داند
پ
پ

برای تدریس این آیه می توانید در جلسه قبل به قرآن آموزان بگویید در خانه برای شما یک نقاشی بکشند و بیاورند ولی باید نقاشی را جایی بکشند که هیچکس آنجا نباشد و نبیند و متوجه نقاشی شما نشوند.

روش دیگر: در همان جلسه با خود شکلات ببرید و به بچه ها بدهید و به آنها فرصت دهید شکلاتها را یواشکی در جایی بخورند که کسی آنها را نبیند معمولا بچه ها زیر میز یا صندلی می روند و یا زیر چادر مادرهایشان شکلاتها را می خورند.

 

روش اول:

بچه ها نقاشی  کشیدید برای من بیاورید و از آنها می پرسید که نقاشی کجا کشیدند و تاکید می کنید که وقتی نقاشی می کشیدندآنجا کسی نبوده مامان یا بابا و ……..

از نقاشی بچه ها تعریف می کنید که زیبا کشیده شده است و به برد کلاس وصل کنید

بعد از دیدن نقاشی همه قرآن آموزان به آنها می گویید

آیه امروز ما درباره خدا می داند ، بچه ها خداجون خوب و مهربون از همه کارهای ما خبر داره و همه کارهای ما می بیند حتی جایی که هیچکس هیچکس نیست خداجون اونجا هست

بچه ها ما میتونیم جایی بریم نقاشی بکشیم که هیچکس نفهمه؟

نه چون خداجون خبر دار

حالا که خداجون از همه کارهای ما خبر داره ما باید کارخوب انجام بدهیم یا کار بد؟

بله کار خوب ،تا خداجون درجه رو بالا و بالا تر ببره

پس هر کاری خواستیم انجام بدهیم قبلش خوب فکر کنیم چون خداجون از کار ما خبر داره باید کار خوب انجام بدهیم اگر کار بدی بود انجام ندهیم.

روش دوم :

مثل روش اول به جای نقاشی درباره اینکه شکلات کجا خوردند مزه اش چه جوری بود و مطمئن هستند کسی اونها ندیده و ربط دادن به موضوع درس.

قصه لوح:

بچه ها اسم این آقا پسر پیمان ، پسر خوب و مهربونی مامان پیمان بهش گفت بره  از مغازه شیر بخر ، پیمان هم حرف مامان جون گوش کرد و اومد مغازه که شیر بخره ، بچه ها جلوی در مغازه سبد سیب و گلابی بود پیمان هم سیب خیلی دوست داشت شیطون گولش زد و گفت پیمان یه سیب بردار کسی نیست و نمی فهمه همش یه دونه است

بچه ها پیمان داشت فکر می کرد که یه دونه از سیبها برداره یا نه؟

بچه ها به نظرتون پیمان میتونه از سیبها برداره ؟

نه ، چرا نمیتونه؟

چون کثیف؟ خوب میشوره میخوره

حلال نیست ؟ آفرین ما یاد گرفتیم هرچی می خواهیم بخوریم باید حلال و پاکیزه باشد( سعی کنیم با درسهای قبل ارتباط برقرار کنید)

بچه ها کی داره کار پیمان میبنه؟

بله خداجون ، درست هیچکس اونجا نیست ولی خداجون که میفهمه

بچه ها آقا پیمان هم فکر کرد و متوجه شد این کار کار بدی هم خداجون کار بدش میفهمه و درجه اش میاد پایین هم این که اون سیب حلال نیست ، پیمان گول شیطون نخورد و از سیب بر نداشت.

کارشناس حفظ : سرکار خانم بیات

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.